برگرفته از نشریه شماره 221 جهان امروز

همیشه با خود فکر میکنم چرا کسانی که پیامبران آسمانی و مقدس نامیده می شوند همگی مرد بوده اند و جنس زن در پیدایش افکار مذهبی نقشی نداشته است. و همین عامل باعث شده است که این ذهنیت در من بوجود آید که دین و مذهب و بخصوص کتاب های آن پدیده ای است ساخته و پرداخته مردان. و همین مردان با القای اینکه قوانین حاکم بر مذاهب مختلف قوانینی ازلی و تغییر ناپذیر است و محتویات این کتب منتسب به موجودی آسمانی به نام خداوند است، نویسندگان این کتابها را در پاسخگویی به موارد ضد انسانی و خرافی موجود در آنها مبری می کند.
دنیای مذهبیون همواره متعلق به مردان است. ممکن است در این مورد استثناء وجود داشته باشد اما بسیار نادر بوده و ما آنها را هم فقط در قصه ها و احادیث خوانده ایم و در عصر ما نیز همواره زنان شایستگی ورود به دنیای رهبران و پیشگامان روحانی را نداشته اند .
از آغاز پیدایش مذاهب به ویژه در دورانهایی که روحانیون این مذاهب دارای قدرت بودند همواره جنس زن با نابرابری و ظلم روبرو بوده است.
به طور مثال همانطورکه در بسیاری از کتب آسمانی مثل تورات، انجیل و قرآن بیان شده است نخستین زن برای آسایش مرد یا آدم آفریده شده است و در انتها هم به دلیل فریب مرد موجب خشم خداوند قرار می گیرد.
آیا باید دید که این دین های آسمانی همانگونه که ادعا می کنند به زنان هویت داده اند، یا در واقع باعث از بین بردن ارزش و کرامت واقعی زنان شدند.
در سوره نساء آیه 15 چنین بیان شده: «و از زنان شما کسانی که مرتکب زنا می شوند چهار تن از میان خود مسلمانان بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند. آنان (زنان) را در خانه ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی برای آنان قرار دهد».
و در همان سوره آیه 34 گفته شده: «مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند. پس زنان درستکار فرمانبردار و به پاس آنچه خدا برای آنان حفظ کرده اسرار شوهران خود را حفظ می کنند. و زنانی را که از نافرمانی آنان بیم دارید نخست پندشان دهید و بعد درخوابگاه ها از ایشان دوری کنید و اگر تأثیر نکرد آنان را بزنید، پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر بر آنها هیچ راهی برای سرزنش مجویید، که خدا والای بزرگ است».
بر طبق این آیه چنانچه ملاحظه می شود خداوند مردان را به دو دلیل به زنان برتری داده :
1. خواست خداوند به برتری مردان بر زنان
2. زیرا مردان از مالهای خویش برای زنان خرج کرده اند.
در بررسی مورد اول باید گفت امروزه با پیشرفت جوامع بشری و علم و تکنولوژی و مبارزات خود زنان برای رسیدن به حقوق های انسانی خود زنان موفق شده اند که پابه پای مردان در بسیاری از زمینه ها به پیش روند و عملا نشان دهند که توانایی آن را دارند که نه تنها کاراندیش خود باشند بلکه مسئولیت های اجتماعی و اقتصادی و ... نیز به دوش بگیرند.
در بررسی مورد دوم که با توجه به توضیح بالا و شرکت فعال زنان در عرصه های اجتماعی و مبارزه برای کسب استقلال اقتصادی پایه های این اصل کاملا توخالی است.
3. در بخش تنبیه بدنی روحانیون در توجیه این عمل وحشیانه و غیر انسانی می گویند: «تنبیه بدنی در مورد افراد وظیفه نشناس مجاز شمرده که هیچ وسیله دیگری درباره آنها مقید واقع نشود و اتفاقا موضوع تازه ای نیست که منحصر به اسلام باشد به کار رفته است».
طبق این آیه مجازات برای زن می تواند صرفا با نگرانی مرد از نافرمانی زن شروع شود. این مجازات مرحله به مرحله به پیش می رود. ابتدا پند، سپس از نظر جنسی و در انتها نوبت به تنبیه جسمی می رسد. در واقع زندگی و جان زن می تواند بازیچه دست مردی قرار گیرد که هرگونه تلاش زن برای ابراز وجود و حرکتی مستقل را می تواند نافرمانی و کار بد قلمداد کند و سرنوشت او کاملا در اختیار مرد است. اما نافرمانی از فرد به فرد، از گروه به گروه، از جامعه ای به جامعه ای متفاوت است. در اینجا باید معیارها و ارزش ها کاملا مشخص شود و اینکه چگونه یک مرد صلاحیت این تشخیص را دارد و اگر دارد از کجا کسب کرده است.
آیا بهترین و معقول ترین عکس العمل در این موارد که نام آنها را در بسیاری موارد نافرمانی بلکه اختلافات سلیقه می شود گذاشت، گفتگو و در انتها به دلیل به توافق نرسیدن و یا مواردی که اختلاف حل نشدنی است، بهترین راه جدایی زوجین است. آیا با تنبیه بدنی می شود انسانی را مجبور به اطاعت کرد، که اگر بدین گونه بود رژیم اسلامی که سالهاست رژیم خشونت و ارعاب است در این امر موفق بود. و با یک مقایسه می توان پی برد که در مورد حقوق زن و مرد در یک زندگی مشترک با احکام و موازین مذهبی تفاوت های بنیادی بسیاری با حقوق طبیعی و حقوق بشر در قرن بیست و یکم وجود دارد.
به موارد زیر هم دقت کنید.
ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض، و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف ارث مردان می باشد. پس از زنهای بد پرهیز کنید، و از خوبشان برحذر باشید، در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.
(نهج البلاغه، خطبه ها ، نامه ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین به قلم فیض السلام ، جلد6-1 ، تهران چاپخانه آفتاب ، ص 171- 170)
همه چیز زن (احوال و صفاتش) بد است و بدتر چیزیکه در اوست آنستکه مرد را چاره ای نیست از بودن با او.
(نهج البلاغه، خطبه ها ، نامه ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین به قلم فیض السلام ، جلد6-1 ، تهران چاپخانه آفتاب ، ص 1183-1182)
مستحب است در شوهر دادن دختری که بالغه است یعنی مکلف شده عجله کنید، حضرت صادق علیه السلام فرمودند یکی از سعادت های مرد آنستکه دخترش در خانه او حیض نبیند.
توضیح المسائل روح الله خمینی ، مؤسسه انجام کتاب سال 1359 ، مسئله 2459 ص 430
اگر کسی دختر نابالغی را برای خود عقد کند در پیش از آنکه 9 سال او تمام شود با او نزدیکی کند و دخول کند چنانچه او را افضا نماید هیچوقت نباید با او نزدیکی کند.
توضیح المسائل روح الله خمینی ، مؤسسه انجام کتاب سال 1359 ، مسئله 2410 ص 423
پدر و جد پدری می تواند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است ازدواج کنند. و بعد از آنکه طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته نمی تواند آنرا بهم بزند و اگر مفسده ای داشته می تواند ان را بهم بزند.
توضیح المسائل روح الله خمینی ، مؤسسه انجام کتاب سال 1359 ، مسئله2510 ص440
بله همانطور که حدس زده اید در اینجا منظور از نابالغ دختری است که کمتر از 9 سال دارد. آیا دختر 9 ساله و یا کمتر از 9 ساله می تواند ازدواج و همخوابگی کند، دختری که هنوز در سنین بچگی به سر می برد و احتیاج به نوازش والدین دارد، آیا این دختر بچه می تواند سلامت روحی و جسمی خوبی داشته باشد. در دنیای متمدن امروز اسم این عمل را تجاوز به خردسالان می نامند. به عمق فاجعه بیشتر فکر کنید چگونه می توان دختر بچه ای را در حال همخوابگی با یک دیوانه و یک مرد بالغ تصور کرد.
زن حقیرتر از مرد است زیرا فقط از بخشی از بدن مرد آفریده شده است...
آمبروز ( از کتاب « کلیسا و جنس دوم »)
آیا نمی دانید که شما حوا هستید؟... شما دروازه های شیطان هستید ... چه آسان مرد را نابود کردید، تصویر خدا را. به دلیل مرگی که برای ما به وجود آوردید، حتی پسر خدا نیز ناچار از پذیرش مرگ شد.
ترتولیان، قرنهای دوم و سوم میلادی (از کتاب کلیسا و جنس دوم)
مرد به شکل خدا آفریده شد نه زن ، زن بدون مرد کامل نیست ، مرد بدون زن کامل است.
آگوستین « قدیس » قرن پنجم میلادی ( از کتاب نامه های بهشت)
برابری زن با مرد مغایر طبیعت است. مردان می توانند چندین زن داشته باشند. شوهر و بچه داشتن بهتر از نداشتن آنهاست ..
جان کالون ، قرن 16 میلادی ( از کتاب نامه های بهشت)
زن حیوانی است که نه استوار است و نه ثابت قدم ، بلکه کینه توز است و زیانکار ... و منبع همه مجادلات و نزاعها و بی عدالتیها و حق کشیها.
آگوستین « قدیس » از کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران
اگر بیم دارید که در کار یتیمان انصاف نکنید، از زنان هر چه خوش دارید، دو تا دو تا، سه تا سه تا، چهار تا چهار تا، بگیرید. و اگر بیم دارید که عدالت نکنید، فقط یک زن یا کنیزی که مالک آنید. این مناسب تر است که ستم نکنید. کابین زنان را برغبت بدهید. اگر چیزی از آنرا به رضای خاطر بشما واگذاشتند، شیرین و گوارا بخورید. اموالتان را که خدا قوام کار شما کرده به کم خردان ندهید، از آن روزیشان دهید و بپوشانیدشان و با آنها سخنی پسندیده گوئید.
سوره نساء ، آیه های 5-4-3
نقل قولها را یکبار دیگر بخوانید، البته سخن بسیار است، اینها نمونه های بسیار اندکی از اقیانوس بی پایان نابرابری ها و رفتارهای ضد انسانی آشکار است و در این چند صفحه نمی گنجد. آیا با توجه به این مطالب بعد از پیدایش مذاهب دروغین و دست ساز مردان، زنان جایگاه واقعی و کرامت والای خود را بازیافتند؟ در تمامی این جملات ارزش وجودی زن نه تنها نیم مرد، بلکه در بسیاری از موارد اصلا به حساب نیامده و یا به صورت انسان های ناقص و محتاج و غیرکامل و کم خرد تعریف شده. چگونه می توان زنان مبارزی که در راه یک جامعه آزاد و برابر به دور از هر گونه تبعیض و نابرابری را که در بالاترین مدارج علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و.... قرارگرفته اند، مادران فداکار و زنان مبارز در راه آزادی را به کم خردی متهم کرد. تمامی این سخنان مربوط به دوران جاهلیت و بربریت است و تضادی بنیادین با یک سیستم انسانی دارد. بخصوص در ایران که بعد سرکار امدن ارتجاعیون مذهبی با استفاده و استناد به همین کتاب الهی و تفسیرهای مختلف میزان ظلم و ستم را بر زنان ایرانی مضاعف کرده و آنرا به کاری قانونی و روزمره تبدیل کرده اند. بیایید بیشتر روی این مسئله تعمق کنیم. انسان، مرد یا زن، یک بار بدنیا می آیند و فقط یک بار حق و شانس زندگی دارند، چگونه می توان با خودخواهی تحت هر نام و هر مذهبی این حق و شانس را از نیمی از انسان ها گرفت. چگونه زنان به عنوان یک زن می توانند به کتابی اعتقاد داشته باشند که تقریبا در تمامی آن خداوند با مردان گفتگو می کند که در مورد زنان چگونه رفتار کنند. آیا جامعه متمدن و پیشرفته امروز چنین روابط نابرابری را می پذیرد. قضاوت با شماست.
زنان ستمديده براي كسب رهائي از این نوع فرهنگ های ضد زن و ارتجاعی مي بايد خود پا به صحنه نبرد انقلابی گذارند؛ آنها به تجربه نشان داده اند كه ظرفيت انقلابی عظيمی برای قبول مسئوليت هاي بيشتر در مبارزه با رژیم اسلامي و مناسبات مردسالارانه حاكم دارند؛ می بايد با گرد آمدن تحت پرچم کمونیسم که علم رهایی بخش بشریت است با سلاح خشم خود، دو هدف عمده را جدی تر نشانه روند: اول رژیم اسلامي بمثابه عامل اصلی استمرار مناسبات ستمگرانه، و دوم جامعه طبقاتی و مناسبات مردسالارانه حاكم در آن.
ستم بر زن، جزئی لاينفك از دستگاه ستم و استثمار است. اين ستم با شكل گيری و ظهور طبقات ظاهر گشته و با رسيدن به عصر كمونيسم به رهائی كامل بشر از انواع و اقسام ستم و استثمار نابود خواهد شد. نه فقط اسلام بعنوان شكلی از روبنای ايدئولوژيك نظم كهن، بلكه ساير اديان نيز ستم بر زن را تاييد كرده و تحكيم مي بخشند. اما تيغ نقد جنبش رهایی زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در ایران احكام ارتجاعی اسلامي را آماج قرار مي دهد.
راه رهائي از اين ستم نيز، راهی جدا از نابودي جامعه طبقاتی و رفع هرگونه ستم و استثماري نيست. اين راه تنها با رهبری طبقه كارگر و حزب پيشاهنگش می تواند پيروزمندانه طی شود. طبقه كارگر آگاه، مناسبات توليدي موجود، مناسبات اجتماعي منطبق بر آن و ايده ها و تفكرات نشئت گرفته از آن را تماماً سرنگون خواهد ساخت. ستم بر زن نيز جزئی از اين جهان كهنه و محكوم به نابودی است.
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
|
بار دیگر در آستانه ی فرا رسیدن ١٦ آذر سالروز جنبش دانشجویی ایران هستیم.
١٣ آذر ٨٦ شعارهای "دانشگاه پادگان نیست"، "برابری حقوق زن و مرد"، "نه به جنگ"، "اتحاد با جنبش کارگری"و... را با قدرت اعتراض هزاران نفر از دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور چنان اعلام کرد و چنان به شعارهای اصلی اعتراضات دانشجویان تبدیل کرد که نه سرکوب های حکومت و نه تقلاهای برادران منتقد آن در ارگان های وابسته به حکومت نمیتواند این جنبش را مجبور به بازگشت بکند. امتداد سرخ ١٣ آذر ١٣٨٦ تا به امروز باوجود تمامی سرکوب های حکومتی و بایکوت خبری مبلغان وطنی ومنجیان جهانی دموکراسی ولیبرالیسم، چنان خطر و جدیت واهمیتی یافته است که از شخص اول کشور تا طرفداران مشارکت انتقادی در انتخابات را به تکاپو انداخته است. چندمقید نیست، ١٦ آذر و اعتراض آن را به تمام روزهای سال بسط خواهیم داد. شکل های متنوع جنبش، پراتیک رزمنده و ابتکارات متغیر ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، اثباتی است بر تداوم راه پرافتخارمان . |

نویسنده : منصور حکمت
این مطلب را حتما" بخوانید
آنچه در اين بخش ميخوانيد بدون شک از تمامى نواقص و اشکالات يک برخورد کوتاه، مختصر و کلى، به واقعيتى جامع، گسترده و متنوع رنج ميبَرد. آنجا که بحث بر سر يادآورى اصول تئورى مارکسيستى بحران است، اين نقيصه تا حدودى با رجوع دادن رفقا به متون کلاسيک رفع ميشود. ليکن آنجا که به کاربست اين تئورى ميرسيم، اشکالات و ابهامات، نارسايىها، عدم برخورد يکدست مقولات و روابط مهم و يا احيانا از قلم انداختن بعضى از آنها، پرداختن بيش از حد به مقولات، روابط و يا سطوح تحليلى کم اهميت تر و غيره، رخ مينماياند. اگر در مورد اول ميتوان به گذشته غنى جنبش کارگرى جهان رجوع کرد و براى رفع اشکالات دست بدامن آموزگاران کبير پرولتاريا شد، در مورد دوم ميبايد به اعتلاى مبارزهاى تئوريک- ايدئولوژيک در جنبش کمونيستى، بر متن اعتلاى جنبش انقلابى طبقه کارگر ايران، اميد بست. در مورد شيوه طرح و تدوين بايد گفت که وجود اشکالات را از هم اکنون پذيرفتهايم و چند و چون آن را نيز از طريق انتقادات و اصلاحات رفقا خواهيم آموخت. اما ما بى ترديد مسائل مطروحه در اين نوشته و بخصوص استنتاجات سياسى استوار بر آن را مربوط، مبرم، و مارکسيستى ميدانيم. و بنوبه خود بسط، تدقيق و دفاع از آن را وظيفه خود قرار ميدهيم.
نظام سرمايهدارى وابسته نه تنها از قانونمندى عام توليد سرمايهدارى و تناقضات زيربنايى آن بطور کلى مستثنى نيست، بلکه خود به حادترين و بارزترين وجه اين تناقضات و عوارض گوناگون آن را به نمايش ميگذارد. بروز بحرانهاى دورهاى در جريان توليد سرمايهدارى يک خصيصه ذاتى و گريزناپذير اين نظام است و سرمايهدارى وابسته بنوبه خود از اين قانونمندى تبعيت ميکند. بديهى است که بحران در جامعه سرمايهدارى تحت سلطه از ويژگىهاى خاص خود برخوردار است، ليکن اين ويژگىها ميبايد در مکانيسم بروز و يا انتقال بحران و در نمود، عوارض و عملکردهاى آن جستجو شود و نه در ماهيت آن. ما در اينجا به خطوط کلى تئورى مارکسيستى بحران اقتصادى سرمايهدارى به اختصار اشاراتى ميکنيم و سپس تلاش ميکنيم، تا بر مبناى آن، جمعبندىهاى تئوريکى که بتواند گوشههايى از ويژگىهاى بحران اقتصادى سرمايهدارى وابسته ايران را روشن نمايد بدست دهيم.
بروز بحرانهاى دورهاى در نظام سرمايهدارى بطور کلى ناشى از تناقضات درونى پروسه انباشت سرمايه است، و هر بحران،
نویسنده : منصور حکمت
سرمايهدارى چيست و بر چه اساس از ساير نظامهاى توليدى متمايز ميگردد؟ مارکس توليد سرمايهدارى را "وحدت پروسه توليد و پروسه بسط ارزش (توليد ارزش اضافه)" تعريف ميکند. براى شناخت جوهر نظام سرمايهدارى ميبايد قدرى در اين تعريف دقيق شويم:
توليد اجتماعى پيش شرط وجود هر جامعه و زيربناى اساسى آن است. وجه مشترک تمامى شيوههاى توليد اجتماعى در طول تاريخ بشر همان پروسه فيزيکى کار است؛ پروسهاى که در آن انسان به کمک ابزار خود بر طبيعت اثر گذاشته، آنرا تغيير شکل ميدهد و اشياء مورد نياز و استفاده خود را از دل آن بيرون ميکشد. "کار قبل از هر چيز پروسهاى ميان انسان و طبيعت است، پروسهاى که از طريق آن انسان با فعاليت خود در متابوليسم موجود ميان خود و طبيعت دخيل ميشود. به آن نظم ميبخشد و کنترل خود را بر آن اِعمال ميکند". (جلد اول صفحه ١٧٣) پروسه کار، دقيقاً به اين اعتبار که وجه مشترک همه شيوههاى توليد اجتماعى است، از اشکال معين مناسبات توليدى در هر مرحله معين از توسعه تاريخ بشر مستقل است. به عبارت ديگر، در بطن هر نظام اجتماعى پروسه کار با ابعاد مشترکى جريان دارد. "جديدترين و کهنترين دورههاى اجتماعى در مقولات معينى مشترکند که توليد بدون آن غير قابل تصور است" (گروندريسه، صفحه ٨٥) عوامل و عناصر بنيادى پروسه کار، که صرفنظر از شکل مناسبات توليدى و درجه رشد نيروهاى مولده در هر جامعه، اساس توليد اجتماعى را تشکيل ميدهند عبارتند از: ١) کار ٢) شيئ يا موضوع کار، و ٣) ابزار کار. "بنابراين در پروسه کار، فعاليت انسان از طريق ابزار کار، به تغييرى در موضوع کار ميانجامد. چيزى که خود از آغاز هدف بود. پروسه کار در محصول به فرجام ميرسد. محصول اين پروسه يک ارزش مصرف است، يعنى مقدارى مواد طبيعى که بواسطه ايجاد تغييراتى در شکل آن، قابليت رفع نيازهاى بشرى را يافته است". (جلد اول ١٧٧). "اگر پروسه کار را از نقطه نظر نتيجه نهائى آن در نظر بگيريم، روشن است که هم ابزار کار و هم موضوع کار، هر دو اجزاء وسائل توليد هستند و خود کار، کار مولد است" (همانجا صفحه ١٧٦).
خلاصه کنيم: پروسه کار، و توليد ارزش مصرف از طريق آن، پيششرط وجودى انسان و هر نظام اجتماعى است. اين پروسه ميتواند از نظر دامنه گسترش و شکل عملى خود در مراحل مختلف تکامل تاريخى جوامع از ابعاد متفاوتى برخوردار باشد، ليکن در وراء اين ابعاد و اشکال گوناگون، وجود دو عامل اساسى يعنى کار و
امروز (16 مهر) روز جهانی کودک است.روزی که باید متعلق به تمام کودکان دنیا باشد سفید و سیاه زرد و سرخ فقیر و دارا دختر و پسر و... روزی که برای یاد آوری و احقاق حقوق کودکان نامگذاری شده است.اما نمی دانم به خاطر فرا رسیدن این روز تسلیت بفرستم یا شادباش ؟ خوشحال باشم یا غمگین؟ بخندم یا بگریم؟ نگران باشم یا امیدوار؟ نمی دانم واقعا" این چنین روزهایی تا چه حد می تواند از مشکلات و معضلات روز افزون جوامع بکاهد؟ روزی که باید برای کودکان مفهوم رفاه و شادی باشد معنای امید و خوشبختی باشد یاد آور فقر و جنگ است یاد آور کار و گرسنگی , آوارگی و مرگ و یادآور ... است

امروزه کودکان به اصلی ترین قربانیان مناسبات غیر انسانی و ضد بشری حاکم بر این دنیای وارونه تبدیل شده اند.در ایران بیش از 1 میلیون کودک خیابانی که فاقد سرپناه مناسب و زندگی امن و سالمی هستند زندگی می کنند. که مجبورند به خاطر بقای زندگی خود به کارتن خوابی , خیابان گردی , دست فروشی , گدایی , دزدی , بذهکاری و ...